تبلیغات
Memaran Blog - شیوه معماری پارسی
زندگی ایرانی ، معماری ایرانی
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : Bahman .B
تاریخ : پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391
نظرات

محوطه تاریخی پاسارگاد به علاوه آرامگاه کوروش، کاخ آپادانا در شوش، مجموعه کاخ های تخت جمشید و آرامگاه های واقع در نقش رستم از نمونه های معماری های این سبک هستند.

شیوه پارسی ، شیوه معماری عهد هخامنشیان است که در واقع ادامه دهنده روش های معماری قرون هفتم و هشتم پیش از میلاد در ایران است که در این دوره به اوج شکوه و عظمت و تکنیک خود می رسد . در حدود 550 سال پیش از میلاد، کوروش سر سلسله هخامنشیان مجموعه پاسارگاد را آغاز کرد .

این مجموعه شامل چند  آتشکده بزرگ و ساختمان های کوچکتر جهت خدمه و زیردستان در خدمت دربار بوده است . مساحت کل بنای مجموعه پاسارگاد 30 در 70 متر بوده است . مقبره کوروش با سقف شیبدار در همان زمان در این ناحیه ساخته شد . در حدود 521 سال پیش از میلاد ساختمان مجموعه شوش به دستور داریوش آغاز شد و حدودا" در سال 518 قبل از میلاد ساختمان مجموعه تخت جمشید ( پارس ) به دستور داریوش آغاز گشت . این سه مجموعه مهمترین آثار معماری باقیمانده از دوره هخامنشیان در ایران است که ضمن توضیح ویژگی های معماری این ساختمانها خصوصیات شیوه پارسی اشاره می گردد . یکی از ویژگیهای ساختمان سازی در این دوره احداث مجموعه های بزرگ ساختمانی بروی سکوهای ( صفه های ) بزرگ سنگی بوده است . این مسئله باعث می شده است که ساختمانها به محوطه اطراف خود ( که غالبا" با کاشتن درختان و گیاهان مختلف منظره بسیار زیبا و دلفریبی داشته است ) تسلط کامل داشته باشند و به اصطلاح « دلبازتر » باشند .

همچنین به روی نماهای این سکوهای بزرگ سنگی ( که در بعضی از جاها ارتفاع این سکوها حدود 15 متر است ) امکان ایجاد نقوش برجسته سنگی به وجود می آید . در تخت جمشید همین نقوش برجسته سنگی اطلاعات بسیار مفید و جالبی را در زمینه ملل تابع دولت هخامنشیان بدست می دهند که در جای خود به آنها پرداخته می شود . یکی دیگر از ویژگیهای مهم معماری این دوره عظمت گرایی در معماری است .

با توجه به حوزه استیلای امپراطوری هخامنشی که تقریبا" به سه جهارم بخش مسکونی جهان در آن دوران تسلط پیدا کرده بودند ( در زمان پادشاهان اولیه مثل داریوش و کوروش ) ایجاد مجموعه های ساختمانی بسیار با شکوه که شایسته و در خور این قدرت و سلطه باشند طبیعی به نظر می رسد .

از داریوش اول کتیبه ای در شوش مانده است که در آن نحوه ساختمان سازی قصرهای شوش توضیح داده شده است که از ترجمه کتیبه داریوش کلیات معماری شیوه پارسی معلوم می گردد. به دلیل استفاده از هنرمندان و استادکاران مختلف از سراسر امپراطوری هخامنشی ، بعضی ها بر این عقیده اند که معماری این دوره تلفیقی است از روشهای معماری مناطق مختلف که البته این ادعا تا اندازه ای صحت دارد .

ولی نکته بسیار مهم این است که اولا" نقشه تمام ساختمانهای هخامنشیان کاملا" ایرانی و منطبق با سلیقه و نحوه زندگی ایرانیان می باشد ، همچنین تمام فعالیتهای ساختمانی تحت نظارت کامل مهندسین ایرانی انجام گرفته است . به هر حال استفاده از بهترین و مرغوبترین مصالح ساختمانی که از اقصی نقاط امپراتوری هخامنشی به پایتخت آورده می شد و به کار گرفتن برجسته ترین و ماهرترین استادکاران در هر رشته سبب شده است که معماری ایران در آن دوره نسبت به سایر تمدنها و فرهنگهای فعال مثل یونان در مکان بالاتر قرار گیرد . سقف تالار بزرگ بارعام در کاخ داریوش مثل سایر مجموعه های هخامنشی بر روی ستونهای بسیار بلند و در عین حال بسیار ظریف سنگی قرار داشته است . ارتفاع این ستونها 20 متر و فاصله آنها از هم حدود 7 متر بوده است . زیربنای کل مجموعه شوش حدود 115*55 متر بوده است . ستونهای سنگی مورد استفاده در ساختمان های این دوره نسبت به سایر مناطقی که روش مشابهی برای معماری بکار می بردند مثل مصر و یونان ( که دارای معماری سنگی و ستونهای بلند بودنده اند ) پیشرفته تر و فنی ترند . مثلا" در هیچ کجا چه قبل ، چه هم زمان ، چه بعد از عهد هخامنشیان نتوانستند فاصله دو ستون را از هم به اندازه 7 متر برسانند . همچنین ظرافت در عین بلندی این ستونها منحصر به فرد است . توجه به نکات ظریف ایستایی و استاتیک ساختمان و همچنین پرداختن به جزئیات اجرائی ساختمان از نکات برتر شیوه معماری پارسی است . بطور کلی سقف ها در مجموعه های هخامنشی بطور افقی ساخته میشده اند و برای نگهداری آن ها از ستونهای سنگی با سرستونهای سنگی یا چوبی استفاده می شده است . در داخل سقف ها شبکه هایی از تیر و تیرچه چوبی به عنوان عضو باربر وجود داشته است که این تیرهای چوبی اصلی برروی سرستونهای چوبی یا سنگی قرار می گرفته اند . برروی این سقف ها و برای پوشاندن آن ها از حصیر یا نی استفاده و بعد لایه ای از کاه گل استفاده می شده است . بعد از پایان قصر شوش کسانی که کارهای ساختمانی شوش را انجام داده بودند به تخت جمشید آورده شدند و مجموعه تخت جمشید ( پارس ) را ساختند . بزرگترین مجموعه ساختمانی هخامنشیان تخت جمشید است که برروی صفه بزرگی از سنگ به ابعاد 270*450 متر ساخته شده است . سنگهایی که برای ساختن این صفه بزرگ مورد استفاده قرار گرفته اند بصورت خشکه چین و بدون ملات بروی هم قرار گرفته اند . اتصال این سنگها بهم به کمک بست های فلزی برنجی بصورت پاپیون ( بست دم چلچله ای ) صورت گرفته است . ابعاد و اندازه های این سنگها حیرت آور است بطوری که بعضی از آنها حدود 15 متر طول و 30 تن وزن داشته اند . ساختمان تخت جمشید پس از داریوش بدست خشایارشاه و سپس اردشیر اول دنبال و تکمیل شد . مجموعه ای که در پایان ، پس از چند نسل طراحی و سازندگی ساخته شد ، نمایش دهنده پیوستگی مراحل اجرای کار و نظم و هم آهنگی ای بوده که طی سال های 518-330 قبل از میلاد در ساختمان آن وجود داشته است . در تخت جمشید تمام اندازه ها و فواصل با هم متناسب و هماهنگ اند و مجموعه با اینکه در طی چند نسل ساخته شده است از یک نظم  ،هماهنگی و وحدت معماری برخوردار است که قابل تحسین می باشد . سقف تالار خشایارشا ( آپادانا ) بصورت مربع و به ابعاد 60*60 متر بوده است و بوسیله 36 ستون تحمل می شده است . ارتفاع این ستونها 18 متر و قطر آن ها حدود 2 متر بوده است . در ضمن قطر این ستونها از پائین به بالا بتدریج کم می شده است و این خود عاملی است که ساختمان را بلندتر از آنچه هست نشان می دهد . سرستونها در تخت جمشید گاهی بصورت سر دو شیر ، دو اسب ، دو عقاب و گاهی دو گاو است.

همچنین سرستونهای شبیه به سرستونهای یونیک ، دوریک و توسکان یونانی نیز در این مجموعه یافت می شود ( مثل سرستونهای دخمه های مادی ولی خیلی ظریف تر و خوش تراش تر ) . نکته مهم دیگری که در معماری پارسی با آن روبرو هستیم رعایت تقارن در بناهاست . رعایت تقارن باعث عظمت و القاء شکوه به بیننده می گردد . تمام ستونها ، پله ها و ... از اعداد زوج بوجود آمده اند . در زبان معماری سنتی کلمه « جفت » مترادف با قرینه یا تقارن استعمال می شده است و متضاد آن « پدجفت » یعنی گریز از متقارن ساختن و پرهیز از قرینه گی است .

برای تزئین بدنه ستونهای سنگی از ایجاد شیارها ( فرورفتگی – قاشقک ) برروی آن ها استفاده می شده است . نکته قابل توجه در تالار بار عام خشایارشا که به آپادانای خشایارشا موسوم است این است که تعداد ستونهای نگهدارنده سقف برابر است با تعداد شیارهایی که برروی هر ستون ایجاد شده است . مسئله جالب دیگر درباره معماری این دوران منطق اندازه ها و ابعاد فضاها است . تالارهای بار عام که مخصوص پذیرائی از سفیران ملل تابعه و دیدارهای رسمی است بسیار با شکوه و رفیع ساخته شده اند بطوری که عظمت بیش از حد آن ها وارد شوندگان را تحت نفوذ کامل قرار بدهند بطوری که مثلا" سفیران و ماموران رسمی یک کشور که تحت سلطه هخامنشیان قرار دارد با دیدن عظمت و شکوه محل سکونت و پایتخت امپراطوری هخامنشی هرگز فکر رهایی از سلطه هخامنشیان هرگز به ذهنشان خطور نکند . در این حال ابعاد اتاق کار خشایارشا در تخت جمشید برابر است با 5*3.5 متر ، یعنی معمولترین و مناسبترین اندازه برای برای یک زندگی خصوصی .

پله های تخت جمشید بدون شک بهترین نمونه پلکان در دنیای باستان است . اندزه این پله ها طوری تنظیم شده بود که یک سوارکار با اسب براحتی میتوانسته از آن ها بالا برود یا پائین بیاید . هم چنین جهت قرار گرفتن پلکان اصلی صفه  نیز بسیار جالب و ممتاز است . در اطراف بناهای دوره هخامنشیان منطقه بزرگی از فضاهای سبز بنام « پردیس » ایجاد می کر ده اند و بدور پردیس حصارهای بلند و قطور جهت محافظت مجموعه ساختمانی کشیده می شده است ، اعراب پس از استیلا بر ایران این منطقه بسیار وسیع ، خوش منظره و چشم نواز را همتای بهشت دانستد و فردوس نامیدند این سنت یعنی ایجاد باغهای بسیار بزرگ بهمراه چشمه ها و جوی های آب روان پس از هخامنشیان تا پایان دوره ساسانیان نیز ادامه داشته است .

نقوش برجسته سنگی معماری هخامنشیان

یکی از عمده ترین خصوصیات معماری پارسی ارتباط نزدیک و قوی معماری با مجسمه سازی است که بصورت نقش برجسته یا حجاری در بناهای هخامنشیان ظاهر شده است . از نوشته های کتیبه داریوش چنین برمی آید که بیشتر سنگ تراشان یونانی بوده اند و تحت نظارت مهندسین و هنرمندان ایرانی بکار مشغول بوده اند . بیشتر نقوشی که در این حجاری ها دیده می شوند سفیران ملل تابعه دولت هخامنشی را نشان می دهد که در حال پرداخت خراج به دربار ایران هستند . مطلب بسیار مهم در این رابطه این است که اندازه قامت این سفیران به اندازه طبیعی نقش شده است ولی اندازه بدن پادشاه بزرگتر از اندازه واقعی بدن یک انسان است ( حدود 2.5 متر ) . از روی این حجاریها به آداب لباس پوشیدن تمدن های گوناگون بدقت پی برده می شود . یکی دیگر از نقش هایی که در حجاری های عهد هخامنشیان بچشم می خورد ریا، درخت « سرو » است که ارتفاع آن برابر با قامت یک انسان کشیده شده است . توجه داشته باشید که در آن دوران جنگل های بزرگ درخت سرو در ایران وجود داشته است که امروزه تقریبا" تمام آن ها از بین رفته اند . بهرحال درخت سرو نزد ایرانیان آن دوره اهمیت و اعتبار خاصی داشته است و این ارزش و اعتبار بعد از هخامنشیان و حتی تا دوران صفویه و بعد از آن نیز کما بیش باقی می ماند و حفظ می شود . نقش « بته جقه » که در پارچه های قلمکار اصفهان در واقع همان درخت سرو است که در اثر وزش باد خم شده است ( هم اکنون در یزد ، زرتشتیان بر بالای گور مردگان یک نهال سرو می کارند ) . یکی دیگر از نقوش تزئینی این حجاریها گل های 12 برگی است که در حاشیه و کناره های حجاری های این دوره به کار می روند. یکی از مهمترین مسائل مطروحه در نقش برجسته این دوره سکون و آرایش و متانت خاصی است که در آن ها دیده می شود، برای مثال در این دوره و بیشتر در نقوش تخت جمشید پادشاه درحال نشسته و برروی تخت پادشاهی دیده می شود، درحالی که در نقوش دوره ساسانی پادشاه سوار براسب و درحال شکار یا جنگ ویا ... نشان داده شده است. چگونگی نمایش نقوش برجسته هخامنشی بیانگر آرامش و امنیتی است که در سراسر امپراطوری ایران برقرار است.

اسفنکس ها

ترکیب قسمتی از بدن انسان و حیوان و یا قسمتی از بدن یک حیوان با حیوان دیگر را که ممکن است بصورت نقش برجسته و یا مجسمه ظاهر شود اسفنکس گفته می شود. اسفنکس ها در هر تمدن نشانه اعتقادات ، اخلاق ، آداب ، رسوم ، فرهنگ ، قوم و تمدن است.با بررسی اسفنکس های باقیمانده از هر تمدن مسائل مهم و جالبی روشن می گردد. در تخت جمشید شیر بالدار و یا گاو بالدار که سرشان سر انسان است عمده ترین اسفنکس ها می باشند. همانطور که میدانید شیر قوی ترین حیوان روی زمین است و عقاب قوی ترین پرنده، بنابراین ترکیب این دو حیوان یعنی شیر بالدار موجودی خواهد شد که در زمین و آسمان همتا ندارد. شاید این مخلوق سمبلیک وظیفه نگهبانی و حراست از تمدن هخامنشیان را به عهده داشته است. برروی صفه اصلی تخت جمشید دروازه ای قرار دارد بنام دروازه ملل که هر کس برای ورود به تخت جمشید و تالارهای بارعام باید از آن بگذرد. در دو طرف این دروازه دو شیر بالدار بزرگ حجاری شده است. برای درک بیشتر مطلب یک اسفنکس آشوری توضیح داده می شود: همانطور که در تاریخ آمده، تمدن آشور از خونخوارترین مردم دنیای باستان به شمار می آید. مهمترین اسفنکس آشوری، تلفیقی است از بدن یک انسان و سر یک عقاب. مسلما" این ترکیب انسان را از لحاظ قصاوت و خونخواری با عقاب تیز پرواز یکی می کند. مقایسه بین این اسفنکس آشوری و شیر بالدار یا گاو بالدار هخامنشیان تفاوت اخلاق و فرهنگ این دو تمدن را روشن می کند.




سایر هنرهای عهد هخامنشیان

در عهد هخامنشیان کاشی های لعابداری از تخت جمشید و شوش بدست آمده است که بسیار ظریف و زیبا تهیه شده اند. این کاشی های لعابدار با همان شیوه هنری کاشی سازی تمدن های بین النهرین تهیه شده است. بطور کلی معماری و سایر هنرهای زیبای ایران در دوره هخامنشیان ادامه دهنده روش های سابق تمدن های بین النهرین است. به غیر از کاشی کاری، فلزکاری نیز در این دوره رواج داشته است. آثار فلزی این دوره چندان زیاد نیست ولی آنچه وجود دارد از ساختی بسیار ظریف برخوردار است. نکته بسیار مهم که در آثار فلزی این دوره وجود دارد شباهت آن ها با نقوش برجسته آثار معماری این دوره است. علاوه بر فلزکاری، « مرصع کاری » نیز در این دوره رایج بوده است. مرصع کاری یعنی کارگذاشتن سنگهای قیمتی برروی فلزات، طلا و یا مواد دیگر مثل استخوان، عاج و غیره. یکی از نکات مهم فلزکاری دوره هخامنشیان این است که بیشتر آثار بدست آمده از این دوره از طلا ساخته شده است. در این دوره سندی که رواج هنر نقاشی را نشان بدهد بدست نیامده است.

چکیده ویژگی های شیوه پارسی را می توان چنین بر شمرد :

1) بهره گیری از شیوه ارارتو در طرح فضاهای راست گوشه ، تالارها ی ستون دار و کلاوه.
2) ساخت ساختمان بر روی سکو و تختگاه.
3) درون گرایی ( به ویژه در پارسه و شوش).
4) پیوند دادن بخشهای جانبی (فرعی) همچون آشپزخانه با راههای پنهانی به ساختمان اصلی.
5) ساخت سایبان و آفتابگیر در جاهای ضروری.
6) زیبا سازی پیرامون ساختمان ها ،تچرا ، هدش ، آپادانا با استخر ، آبنما و پردیس.

نیارش ( واژه ای کهن در مهرازی دیرین ایران زمین است به دانش ایستایی و فن و ساخت مایه (مصالح ) گفته می شود) :
1) روش آسمانه (سقف) تخت چوبی و شیبدار با تیر ریزی عمود بر هم و دهانه های بزرگ با تیرچه سخت بریده و درودگری شده.
2) دیوار های جداکننده با خشت.
3) بهره گیری از آسمانه خمیده و تاق در زیرزمین ها.
4) سنگ بریده و منظم و پاکتراش و گاه صیقلی از بهترین و مرغوب ترین ساختمایه استفاده می شد.کافی است که در مورد سازندگان بگوییم.در " تُرکشی " (ریسمان کشی) ستونهای پارسه آنقدر این نشانه ها با هوشیاری و تیزبینی انجام گرفته که میلیمتری با هم اختلاف ندارند.
5) پی سازی با سنگ لاشه و گاورس.
6) نماسازی بیرونی با سنگ تراش و نماسازی درونی با کاشی لعاب دار.
7) پرداخت کف با بهترین ساختمایه ها.

آرایه (تزئینات ) :
1) بهرهگیری از پایه ستون و سرستون.آرایش سرستون با جزئیاتی که برای بارگزاری فَرَسب (تیرچه )های چوبی کاملا متناسب و منطقی است.
2) آرایش در گاه ها و سردرها با بهره گیری از زَغَره ها وپتکانه ها.
3) آرایش فضاهای درونی با کاشی لعاب دار.
4) آرایش تارمی پلکان های کوتاه و مالرو با نقش های بر جسته و کنگره های زیبا.

هوش گمارید : تا کنون بر این باور بوده اند که در ساختمانهای شیوه پارسی نورگیری تنها از میان درگاه ها انجام می شده است ولی با پژوهش بسیار بر این ایده هستند که روشنایی بناهای پارسی هم به گونه ای به سان مساجد و کوشکها بر آورده می شده است.


برچسب‌ها: شیوه معماری پارسی ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
برای بالا بـودن کیفیـت مطالب و استفـاده بـهتر، اکـثر مـطالب از منبع های گوناگونی جمع آوری میشوند تا بتوان مطالبی کامل تر و جامـع تر را در اختیـار تـمام مـعـمـاران، دانشجویان و علاقه مندان به این هــــنر قـرار داد.

کپـی بـرداری از مـتن و یـا تـصـویــر بــدون ذکر مـنبع نـشـان از فـرهنگ غـیر ایــرانی شماست.

:: ایمیل : MemaranBlog@Yahoo.com
:: ایمیل : MemaranBlog@Gmail.com


Bahman .B